خرید بک لینک
دیروز،امروز،فردا یک سال،دوسال،چند سال خیلی زودتر از آنچه فکر کنیم دیر میشود، حتی زودتر از شعر زودتر دیر شدن قیصر! و ما نیز چون پدر بزرگمان پوستمان چروکیده ،دستمان لرزان، عصا بدست ،سر کوچه کنار تیر برق، در حالیکه ایستاده ایم انتظار می کشیم...، چون کسی نمی آ

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

7ewi_img_20160427_205524.jpg

بقول بزرگ آقا در فیلم شهرزاد:

اگر هزار کیــــل طــلا می ریختند به پــــام ،

بــــه اندازه ایـــــن کــــــارت برایــــم ارزش نــــداشت...

[ چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 23:18 ] [ محمد صالح ] [ ]

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

وقتی به اتفاق روز هشتم اردیبهشت می اندیشم برایم غیر قابل وصف و دور از ذهن می آید،احساس میکنم رویایی بیش نبود!اما بعد که فکر میکنم ،جمله معروف را به یاد می آورم که «رایحه مٍهر الهی همیشه به انسان نمی وزد... » و احساس میکنم هنوز اندکی در دل خداوندی جای دارم، و دیدار آن روز من با شما رایحه مهر

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

سلام،سلامی به اندوهناکی فصل زرد پاییز... واقعیتش را بخواهی هیچ مجالی از برای نگارش جهت ارسال در این وبلاگ را نداشتم ولی امروز هم مثل دهم اردیبهشت ماه برای همیشه در ذهنم منقوش شد و تا ابد ماندگار... هر چند شاید شما این پست را نخوانید اما باور کن نمیتوانستم ننویسم!!! امروز جهت عزیمت طولانی مدت به تهرا

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

بعد از این ؛ همه ی این ها را برای تو می نویسم! هر کس می خواهد بخواند! آدم باید همیشه کسی را داشته باشد که برایش بنویسد حتی اگر آن کس، سطری از نوشته هایَش را نخواند! ولی تو می خوانی شاید امروز نه، شاید فردا! فردا هم نباشد روزی دیگر بالاخره خواهی خواند! و وقت خواندن تمام دردی را که با ن

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

میگویند هر که از دیده رود از دل برود اما برای من چنین نبود و ماندن در تهران جز به دلتنگی من برای تو نیفزود .....
فکر میکردم با دور شدن از اردبیل خاطرات تو هم از ذهن و وجود من دور خواهد شد اما زهی خیال باطل!!!
نه تنها چنین نشد بلکه بیشتر از دیروز دلتنگت شدم با اینکه تصمیم داشتم برای همیشه در تهران بمانم اما این ماندن بدون تو بیش از سه ماه دوام نیاورد ...

[ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ] [ 16:23 ] [ محمد صالح ] [ ]

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

تو را نمیدانم اما برای من امسال هم مثل پارسال، شاید هم تندتر از آن در حال اتمام شدن است! و گذر زمان با این عجله تنها ارمغانش برای من عقب ماندن از آرزوهایی بود که دوست داشتم به آنها برسم . و در میان این گذر زمان اگر مجالی باشد لحظه ای سرم را برمیگردانم و تمام گذشتهام را مانند ف

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی چون بهاران میرسد با من خزانی میکند «شهریار» هر چند نمی آیی و نمی خوانی! با این حال من نمی توانم سال جدید را به شما تبریک نگو یم ،امیدوارم

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

زمستان زیباست،

بهار زیباتــــــــــــــــــــــــــــر

اما درد آنجایست که بهارت بوی زمستان بدهد!

خیلی از بهارهای این ۲۷سال

بوی زمستان می دهد!

«محمد صالح»

۹۶/۱/۱

[ سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ ] [ 12:47 ] [ محمد صالح ] [ ]

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

در حالیکه که از پنجره به سمت خیابان نظاره میکنم لحظه ای به عمری که گذشت می نگرم...متوجه میشوم در این گذشت عمر نه خطایی مرتکب شده ام و نه راه کجی پیموده ام اما از جایی سر بر آورده ام بنام ناکجا آباد ...!ناکجا آبادی که روزگارش بیش از آنکه زمستان عمر سر برسد در بهار جوانی سرمای سرد تنهایی را تحمیل کر

برچسب: نویسنده: یگانه حکیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:19

صفحه بندی